از همه جا از همه رنگ
سلام ماه دلتنگ من چند وقتیه که اصلا حوصله نوشتن نداشتم ولی امروز میخوام بنویسم : اول اینکه دیشب با بابایی بردیمت آرایشگاه و موهای نازتو کوتاه کردیم وقتی موهاتو کوتاه میکنی من خیلی ناراحت میشم فکر میکنم که چقدر لاغر و نحیف شدی بعد وزنت میکنم میبینم نه همون 18 کیلوی سابق هستی .مثل ماه میشینی و آقای آرایشگر موهاتو کوتاه میکنه تمام مدت هم یه لبخند شیرین روی لبهاته و چشم از چشمهای من برنمیداری حیف که کیفمو گذاشتم توی ماشین و ازت توی آرایشگاه عکس ننداختم .ولی این چند تا رو توی خونه ازت انداختم: اون هم قالب منه که میگی قلبته دوم اینکه مدتیه که وقتی میخواهی بخوابی بهونه میگیری که مامان دلم برات تنگ میشه و همینطو...
نویسنده :
مامان احسان
10:23






