این دو سه روز
سلام ماه من چند روزیه که حسابی سرم شلوغه .بخاطر جابجا کردن برنامه اداره از شنبه برامون کلاس گذاشتن.هرروز 8 تا 4 بعد از ظهر .روز جمعه رفتیم خونه مامان جون اینا و من فکر کردم بهتره که اونجا بخوابیم و صبح که شما خوابی من برم کلاس آخه کلاسمون از محل کارم خیلی فاصله داره و من نمیتونستم ببرمت مهد و بعد برم کلاس (کاری که امروز به اجبار انجامش دادم) .خلاصه شب با هم خوابیدیم خونه مامان جون اینا و صبح من زمانی که شما خواب بودی از خونه رفتم بیرون حدودای ساعت 10 بود که زنگ زدم به مامان جون که باباجون گوشیو برداشت و گفت که ساعت 9 از خواب بیدارشدیو و کلی گریه کردیو بعد هم یه کاری که خیلی وقته انجام نمیدی رو انجام دا...
نویسنده :
مامان احسان
14:46


