بخند پسرم
مامان مهربون
سلام زبل خان مامان دیروز من رفته بودم دندون پزشکی و شما مونده بودی خونه مامان جون اینا .امروز هم بابایی مهربون به خاطر اینکه فکر میکردن من فردای روزی که دندون پزشکی میرم اذیتم و احتیاج به استراحت دارم مرخصی گرفته و مونده خونه پیش شما ولی من که خدا رو شکر از عصب کشی و پر کردن دندونم هیچ دردی متوجهم نشد اومدم اداره و بابایی هم که دید هوا خیلی سرده و برف میاد موند خونه . بابایی دوستت داریم و ازت بابت تمام مهرت سپاسگذاریم .دیشب که از خونه مامان جون اینا اومدیم خونه خودمون طبق معمول هر شب شروع کردی به ریخت و پاش اسباب بازیها و وسایلت که بابایی اومدو بهت گفت پسرم وسایلتو جمع کن سریع جواب دادی نه شما جم...
نویسنده :
مامان احسان
9:44
خونه مامان جون
سلام عسل مامان امروز با خودم نیاوردمت مهد و اداره بردمت خونه مامان جون اینا آخه الان میخوام برم دندون پزشکی به خاطر همین شما رو بردم پیش مامان جون خوش بگذره گل مامان. حسابی دلم برات تنگ شده صبح که توی سرویس نشسته بودم احساس میکردم که یه چیزی گم کردم و جای خالیت دلتنگم میکرد الان هم توی اداره همه سراغتو میگیرن دعا کن مامانی زود کارم تموم بشه و بیام پیشت گلم .میبوسمت هزارتا . ...
نویسنده :
مامان احسان
13:50
عکسهای شب یلدا
سلام ماه مامان شب یلدا با مامان جون اینا رفتیم خونه عمو محمد اینا و برای طیبه جون زندایی شما شب چله ای بردیم خیلی خوش گذشت همه چیز هم عالی بود .شب هم دیر وقت بود که به خونه برگشتیم بابایی زحمت کشیده بود یه کیک مثل کیک طیبه جون برات گرفته بود. عمو محمد هم یه هندوانه کوچولو بهت هدیه داد. صبح روز جمعه ما مراسم شب یلدای سه نفره مونو برگذار کردیم اینم چند تا عکس از اون روز : ...
نویسنده :
مامان احسان
11:18
جشن یلدا
سلام ماه مامان امروز توی مهد براتون جشن یلدا گرفتن امیدوارم خوش بگذره گلم. ...
نویسنده :
مامان احسان
10:08
مریضی پشت مریضی
سلام ماهکم هنوز از شر عفونت ریه خلاص نشده بودی که پریشب ساعت دو نصفه شب با داد و گریه از خواب بیدار شدی و بیتابی میکردی که یکدفعه حالت بهم خورد تا صبح چند بار این اتفاق تکرار شد و صبح اونقدر بیحال بودی که راه هم نمیتونستی بری .بمیرم برات مامانی اونقدر ضعیف شدی که دلم نیومد ازت عکس بندازم و بگذارم اینجا .خلاصه دیروز رو با هم موندیم خونه امروز هم تا ساعت 10 پیشت بودم و بعدش بابایی موند پیشت و من اومدم اداره . از خدا عاجزانه میخوام که کمکت کنه تا زودتر خوب و سر حال بشی .دیگه گریه نمیگذاره که بنویسم عسلم . زودتر خوب شو . ...
نویسنده :
مامان احسان
13:42
تعطیلی و باز هم مریضی
سلام عسل مامان این چند روزی که تعطیل بود همش مریض بودی عسلکم تب داشتی و سرفه های شدید میکردی دکتر هم که رفتیم گفت دوباره عفونت ریه کردی . مامانی قلبم درد گرفت .چرا خوب نمیشی گل مامان امروز هم با خودم آوردمت اداره آخه دکتر گفت چند روزی بهتر که نری مهد .گلم نگرانتم .دردهات به جونم .زودتر خوب شو پسرم . ...
نویسنده :
مامان احسان
13:16
تعطیلی
سلام نفسی همین الان بهمون خبر دادن تا شنبه بخاطر آلودگی هوا تعطیلیم خوشحالم وخوشحالم دوستهای گلم تا شنبه خدانگهدار ...
نویسنده :
مامان احسان
15:45




